تبليغاتX
ღ.•*راز شــــــــــــب بارانیـــــــღ.•*
.•* دِلم هوای تو دارد.کاش لحظه لحظه کِنارم بودی تا برایت صادِقانه میگُفتم چِقدر دوستت دارم.•*

کنارمـــــ هستی و بازمــــ دلمـــــ تنگـ میشـ ــه هر لحظه

خودتــــــ میـــ ـــــدونی عادتـــــ نیســـ ـــــت فقــــــط دوســـ ـــت داشتنــــــــــــه محضه

کنارمـــــ ـ ـ ـــ هســـــــتی وبازمــــــــ بهونه هــــــــامو میگیرمــــــــ ـ ـ ـــــــ

میگمـــــــــــ وایــــــــ چقد سرده میامـــــ ـ ـ ـــــ دستاتو میگیرمــــــــــ

                   دوستتـــــــــ دارمـــــــــــــــــــــــــــــ

خدایـــــــــــــا ازتــــــــــــ میخوامـــــــــــ که قشنگ تریــــــــــن آرزومو برآورده کنــــــــــی

توی روز تولـــــــــــــــــدمــــــــ ـ ـ ـــــــ جز ایــــــــن چیزی نمیخوامــــــــــــ 


+ تاریـــــــخ پنجشنبه نهم تیر 1390 ساعــــت 15:49نویــــسنده ღ.•*آنیــــــــــــــ♥ــــــــــتاღ.•*
آپلودسنتر آپ98

بـــــــــه فکر نوازشـِ دســـت هایـِ منــی

بی آنکـــهـ بــــــــــدانیـ

دِلمـ اســـــت کهـ تنهــ ـا مــــاندهـ

دســت هایـــمـ دوتاینـــــــد !!

+ تاریـــــــخ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 ساعــــت 21:42نویــــسنده ღ.•*آنیــــــــــــــ♥ــــــــــتاღ.•* |

دیدیـ غّزّلی سُرود ؟؟

عاشـــِــــــــق شُده بــــــود

اِنگــــار خودّش نّبـــــــود

عاشـــِـــــق شُده بـــــود

اُفتـــــاد شِکّست.زیــــــرِ بارانـــــ پوســــــــید

آدّمــــــ کهـ نکُشته بـــــود

عاشــــــــِق شُده بــــــــود ..



+ تاریـــــــخ پنجشنبه سی ام تیر 1390 ساعــــت 19:59نویــــسنده ღ.•*آنیــــــــــــــ♥ــــــــــتاღ.•* |

یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم …اما واقعا”*دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی… پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟

من جدا”دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم

ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

باشه.. باشه!!! میگم… چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت

پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون

عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه که نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم


+ تاریـــــــخ پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 ساعــــت 15:6نویــــسنده ღ.•*آنیــــــــــــــ♥ــــــــــتاღ.•* |

"
یکی از خاطرات مهندس ایرج حسابی از دکتر حسابی"



در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون ...دکتر حسابی تصمیم

می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از

بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"،

"شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند

و ایشان را برای سال نو دعوت کنند..


آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و

حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت

جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را

هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص

شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند.


دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون

می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید

کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند

اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را

خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را

ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و

برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به

تعداداعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را

هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک

سری صحبتهای عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن

و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او

گفتم : ایرانی ها درطول تمدن 10هزار ساله شان حرمت

نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری

کرده اند



برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که

زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را

خاموش کند یا روشن نگه دارد.


آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و

می گفت بعدهاانیشتین به من گفت:" وقتی برمی گشتیم

به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله

چیست ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع میکنیم

و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی

از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند

و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است." بالاخره آقای

دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز

می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند...

به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و

معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده

شده بودند.



بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند

و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ

ایرانی می نوازند.همه از این آوا متعجب می شوند و

از آقای دکتر توضیح می خواهند.ایشان می گویند

موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید

و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که

قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که

عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش

را بسته بود چشم هایش را باز کرد وگفت"دقیقا من هم

همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین

را ببیند. آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را

که نام آنها با "س"شروع می شد توی سفره چیده بود و

یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود

. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7

انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به

نشانه ی رویش.. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه

با "آ"به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی

فروغ زندگی و ...




همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و

سنن شماچه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق

بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد.آن هم

در زمانی که دنیاهنوز این حرفها را نمی زد و

نخبگانی مثل انیشتین، بور،فرمی و دیراک این

مفاهیم عمیق را درک می کردند.



بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج

داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان

توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد.آب

نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و

این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست.انیشتین رنگش

می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش

بد می شود. از او می پرسندکه چه اتفاقی افتاده؟

می گوید:"ما در مملکت خودمان 200سال پیش دانشمندی

داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ

محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را

به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما

کجاو علم ماکجا؟!"


خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز یا هر

بهانه ی خوب دیگر ، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به

جهانیان معرفی کند.نه؟


سال 1390 رو به تمام دوستای ماه و مهربووووونم تبریک میگم

امیدوارم توی این سال جدید همه به ارزوهای خودشون برسن از جمله

خودم.دعا واسه من یادتون نره




دوستتون دارم ..

+ تاریـــــــخ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 ساعــــت 14:8نویــــسنده ღ.•*آنیــــــــــــــ♥ــــــــــتاღ.•* |

قطره دلش دریا میخواست.خیلی وقت بود که به خدا گفته بود

هربار خدا میگفت از قطره تا دریا راهی است طولانی.راهی از رنج و عشق و صبوری.هر قطره را لیاقت دریا نیست

قطره عبور کرد و گذشت.قطره پشت سر گذاشت

قطره روان شد و راه افتاد و هربارچیزی از عشق و رنج و صبری اموخت

تاروزیکه خدا گفت امروز روز توست.روز دریا شدن.خدا قطره را به دریا رساند.قطره طعم دریا راچشید.طعم دریا شدن را اما ....

روزی قطره به خدا گفت از دریا بزرگتر هم هست ؟؟

خدا گفت اری هست

قطره گفت پس من ان را میخواهم بزرگترین را

خدا قطره را برداشت و در قلب ادم گذاشت و گفت اینجا بینهایت است

ادم عاشق بود.دنبال کلمه ایی میگشت تا عشق را درون ان بریزد.اما هیچ کلمه ایی توان سنگینی عشق را نداشت.ادم همه

عشقش را توی قطره ریخت.قطره از قلب عاشق عبور کرد و وقتیکه قطره از چشم عاشق چکید خدا گفت حالا تو بینهایتی

چون که عکس من در اشک عاشق است ..

Happy  Valentine

امیدوارم همه به عشق خودشون برسن ..

ولنتاین مبارک ..

 

+ تاریـــــــخ دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 ساعــــت 18:0نویــــسنده ღ.•*آنیــــــــــــــ♥ــــــــــتاღ.•* |
همه درد منی تو   غم دنیا که غمی نیست

من ازت خاطره دارم    خاطره درد کمی نیست

روبروی من عزیزم  روزگار روشنی نیست

دائم از حال تو میگم   حال من که گفتنی نیست

من یه عمره با خیالت لحظه لحظه در نبردم

با تو زنده بودم اما  باتو زندگی نکردم   ....

ایام سوگواری امام حسین ( ع ) رو به همه دوستام تسلیت میگم ..

سلام به همه دوستا و ابجیای گلم ..

تورو خدا توی این ایام واسه من دعا کنین

خیلی دوستتون دارم

بوس نوشت : یه بوس با طعم البالو

الان نوشت : خدارو شکر حالم الان خیلی خوبه

بعدا نوشت : دوست دارم بایه دنیا خنده و شادی دوباره بیام و اپ کنم

کامنت فراموش نشه ..

http://www.kocholo.org/img/images/72108431731120347113.jpg

 

+ تاریـــــــخ شنبه بیستم آذر 1389 ساعــــت 20:46نویــــسنده ღ.•*آنیــــــــــــــ♥ــــــــــتاღ.•* |
سلام ..

خیلی دوستتون دارم ..

واسم دعا کنین  ....

خدای مهربونم فراموشم نکن ..

+ تاریـــــــخ یکشنبه هفتم آذر 1389 ساعــــت 12:22نویــــسنده ღ.•*آنیــــــــــــــ♥ــــــــــتاღ.•*
خدایا کمکم کن ..

به پاکی بارون قسمت میدم که منو فراموش نکنی ..

دوستت دارم ..

+ تاریـــــــخ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ساعــــت 14:59نویــــسنده ღ.•*آنیــــــــــــــ♥ــــــــــتاღ.•*
سهلام دوس جووووونام

من یه مدت نیستم ولی خهلی خهلی دوسمتون دالم

منو فراموش نکنینااااااااااا ..

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ تاریـــــــخ یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 ساعــــت 23:46نویــــسنده ღ.•*آنیــــــــــــــ♥ــــــــــتاღ.•*